غلامحسين افضل الملك
165
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
كه كاروانسرائى در اينجا بسازند و آب انبارى بزرگتر بر سرپا كنند كه قوافل راحت باشند . هواى اينجا چندان گرم نيست لكن اگر سايبان نباشد آدمى از حرارت آفتاب ناخوش مىشود . در كوههاى كوچك اينجا كبك بسيار است . در كنار چشمه چند درخت گز روئيده است . در نيم فرسخى چشمه كز در كوه دهى است [ بنام ] « على آباد » كه آب شيرين دارد . اگر وقتى در آب انبارى كه در چشمه گز ساختهاند آب شيرين تمام شده باشد بايد مكّارى به علىآباد برود و از آنجا براى خوراك آب شيرين به اين مكان آورد . از اينجا تا « بيرجند » راهى است كه سه منزل مسافت دارد . هفت اطاق سنگى كه در اين منزل براى كاروانيان بر سرپا است آن را اهل « ناىبند » ساختهاند . حفظ و حراست مردم در اين منزل بعهدهء اهل ناىبند است كه از طرف دولت مجبور به اين كار هستند . شب شنبهء يازدهم از منزل چشمه گز به طرف ناىبند حركت كرديم . مسافت راه چهار فرسخ سبكى است در سر دو فرسخى چشمهء آب باريكى است كه شترداران در آنجا مىافتند « 1 » در ميان كوهها و درهها بايد حركت كرد . راه قدرى ناهموار [ است ] و كتل دارد . سحر به منزل رسيديم در كنار استخرى و نهر آبى سه اطاق ساخته بودند و چند درخت خرما در اطراف بود . در پاى قريهء ناىبند منزل كرديم . قريه ناىبند در روى كوه است . ششصد خانوار دارد . از بالاى كوه نهر آبى روان است . كه پائين مىريزد و بباغات و نخلستانها مىرود . اهالى اينجا از عهد صفويه در اين قريه مسكن يافتهاند . اين طايفه و طايفه [ اى ] كه در شهر طبس ابا عن جد تا اين زمان حكومت دارند و طايفهء احمدى كه در بندرعباس جزء خاك فارس تاكنون ساكن هستند پسر مير كلان عرب مىباشند . سلاطين صفويه بين سه پسران مير كلان عرب تفرقه انداخت « 2 » بهر يك ، در نقاط ايران اقطاع بخشيد و نوازشها كرد كه بحفظ و حراست
--> ( 1 ) - اصطلاحى است بمعنى توقف كردن و بار انداختن ، نه افتادن بمعنى حقيقى كلمه ( 2 ) - در اصل چنين است ، صحيح تفرقه انداختند ، همچنين بخشيد و نوازشها -